خرید بک لینک
خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامهواسه همینه که از بوق سگ تا دین روزاین کله پوکو میگیرم بالاو از بی سیگاری میزنم زیر آوازو اینقدر میخونمتا این گلوی وا مونده وا بمونه....تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبیکه عمو بارون رو طاقشعشق سیاه خیالی منو ضرب گرفتهشام که نیسخب زحمت خوردنشم ندارمدر عوضچشم من و پوتینای مچاله و پیریه کهرفیق پرسه های بابام بودنبعدشم واسه اینکه قلبم نترکهچشمارو میبندم و کله رو ول میکنم رو بالشی که پر از گریه های ننمهگریه که دیگه عار نیستخواب که دیگه کار نیستتا مجبور بشی از کله سحریا مفت بگی و یا مفت بشنفی وآخر سر اینقدر سر بسرت بذارن کهسر بذاری به خیابوناهی هیدل بده تا پته دلمو واست رو کنممیدونی؟همیشه این دلم به اون دلم میگهدکیتو این دنیای هیشکی به هیشکیاین یکی دستت باید اون یکی دستتوبگیرهورنه خلاصیخلاص!اگه این نبود ...حالیت میکردم کهکوهها رو چه طوری جابجا میکنناستکانها رو چه جوری می سازنسرد و گرم و تلخ و شیرینش نوش جانمن یاد گرفتمچه جوری شبااز رویاهام یک خدا بسازم و...دعاش کنم کهعظمتتو جلالامشب هم گذشت و کسی ما رو نکشتبعدش هم چشما مو میبندم و دلو میسپرمبه صدای فلوت یدی کورهکه هفتاد سال تمومه عاشق یه دخترچارده ساله بورهمنم عشق سیاهمو سوت میزنم تا خوابم ببرهتو ته تهای خواب یه صدای آشنایی چه خوش میخونهبشنو.....هی لیلی سیاهاینقدر برام عشوه نیاتو کوچه...تو گذر...تو سر تا سر این شهر هرجا بری همراتمسگ و سوتک میدونهکشته عشوه هاتم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 20:52 توسط امین ظهورتبار  | 

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:56

دیوونه کیه؟عاقل کیه؟جونور کامل کیه؟واسطه نیار، به عزتت خمارمحوصلهی هیچ کسی رو ندارمکفر نمیگم، سوال دارمیک تریلی محال دارمتازه داره حالیم میشه چیکارهاممیچرخم و میچرخونم ٬ سیارهامتازه دیدم حرف حسابت منمطلای نابت منمتازه دیدم که دل دارم، بستمشراه دیدم نرفته بود، رفتمشجوونهی نشکفته رو٬ رستمشویروس که بود حالیش نبود هستمشجواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟اون همه افسانه و افسون ولش؟این دل پر خون ولش؟دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟دیوونه کیه؟عاقل کیه؟جونور کامل کیه؟گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدمچشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدمپرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟کنار این جوب روون معناش چیه؟این همه راز، این همه رمزاین همه سر و اسرار معماست؟آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!پریشونت نبودم؟من،حیرونت نبودم؟تازه داشتم میفهمیدم که فهم من چقدر کمهاتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمهگفتی ببند چشماتو وقت رفتنهانجیر میخواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه***چشمای من آهن انجیر شدنحلقهای از حلقهی زنجیر شدنعمو زنجیر باف زنجیرتو بنازمچشم من و انجیرتو بنازمدیوونه کیه؟عاقل کیه؟جونور کامل کیه؟دیوونه کیه با صدای زنده یاد حسین پناهی + نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 20:40 توسط امین ظهورتبار  | 

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:56

ثنا و حمد بیپایان خدا راکه صنعش در وجود آورد ما راالها قادرا پروردگاراکریما منعما آمرزگاراچه باشد پادشاه پادشاهاناگر رحمت کنی مشتی گدا راخداوندا تو ایمان و شهادتعطا دادی به فضل خویش ما راوز انعامت همیدون چشم داریمکه دیگر باز نستانی عطا رااز احسان خداوندی عجب نیستاگر خط در کشی جرم و خطا رامناجات سحرپ.ن: شعر سعدی ترکیبی از سوز و گدازی بی نظیر، تسلیم و بی رمقی عارفانه ای زیبا و شیواترین وزن بیانی است که بدون همگامی با هیچ سازی پهلو به پهلوی افسانه می زند. آرامش و التهاب ، عروج و تانی  و تامل در کنار هم. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 19:16 توسط امین ظهورتبار  | 

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:56

صفحه بندی